تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > تریبون > مقالات > از حاشيه به متن

جمع آوري امضا: هويت يگانه کمپين

از حاشيه به متن

1 آبان 1387 - نفيسه آزاد - نسخه قابل چاپ

"اولين باري که بيانيه کمپين و دفترچه را در کيفم گذاشتم و براي جمع آوري امضا ، به خيابان رفتم را به خوبي به خاطر دارم، تا قبل از آن بارها در جمع هاي خانوادگي و دوستانه در مورد زنان و مسائل آنها با اعتماد به نفس فراوان حرف زده بودم و ساعتها بحث کرده بودم، اين بار اما آنقدر اضطراب داشتم که دستهايم مي لرزيد و دهانم خشک شده بود، انگار مي خواستم در يک امتحان شفاهي که هميشه خيلي از آن مي ترسيدم شرکت کنم. به هر شکلي شده مي خواستم براي خودم بهانه اي بياورم و بيخيال شوم ولي رفتم، اولين تجربه خيلي خوب بود، اکثر آدمهايي که در اتوبوس با آنها حرف زدم خودکار را گرفتند ، امضا کردند و برايمان آرزوي موفقيت کردند، به خانه که بر مي گشتم با خودم فکر مي کردم چرا قبل از اين به فکرم نرسيده بود که مي شود خيلي ساده با مردم در کوچه و خيابان در مورد اين مسائل حرف زد، خوشحال و پر انرژي بودم و مرتب براي همه از تجربه ام مي گفتم . سال اول کمپين بود همان شش ماه اول ."

سال اول کمپين با ايده جمع آوري امضا از مردم شروع شد، همه داوطلبان کمپين با بيانيه ها و دفترچه هاي کمپين راهي فضاهاي خصوصي و عمومي شدند براي جمع کردن امضا به اميد تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان. هنوز از دستگيري و فشار و زندان خبري نبود، کارگاههاي کمپين هر هفته ميزبان کساني بود که مشتاق دانستن از کمپين و تلاش براي جمع آوري امضا بودند، کمپين در تهران و شهرهاي ديگر رفته رفته شکل گرفت، از نيمه دوم سال اول ، با زياد شدن داوطلبان کمپين و جمع شدن پتانسيل هاي فراوان و متنوع در آن، بحث ها بر سر ساختار کمپین و سازماندهي آن بيشتر شکل گرفت، سازماندهي نيروهاي کمپين که بعدها و در سال دوم منشاء بحثهاي فراواني بود در همان روزها جوانه زد و افراد بر اساس علائق و توانائيهايشان در گروههاي مختلف تحت عنوان کميته (در کمپين تهران) جاي گرفتند و به فعاليت پرداختند، اين ساختار نرم و سيال که حتي براي پر تجربه ترين اعضا کمپين هم ابهامات زيادي داشت رفته رفته شکل مشخص تري به خود گرفت و کارهاي متنوع تري در کنار جمع آوري امضا نظير برگزاري کارگاههاي مختلف، پژوهش هاي مرتبط با کمپين، انجام کارهاي هنري نظير ساخت کليپ و لوگو و فيلم کوتاه و مطرح شد، و همه اینها حاشیه ای لازم بود، تریبونی برای ارتباط بیشتر با مخاطبی که تشنه شناخت بیشتر این حرکت بود.

دل مشغولي اعضاء کمپين (به ويژه در تهران)، در سال دوم کم کم از جمع آوري امضاء به فعاليتهاي مکمل ديگري سوق پيدا مي کرد که نيازمند بحث و بررسي هاي طولاني و جمعي بود. هر چند کمپين در سال نخست نيز با فشارها و دستگيريهايي براي جمع آوري امضا روبرو بود ولي اين فشارها هنوز هم چندان مانعي براي جمع آوري امضا محسوب نمي شدند و هنوز هم کمپيني ها جمع آوري امضا را با طرح ها و ابتکاراتی جالب دنبال مي کردند، بررسي نوشته هاي کوچه به کوچه در اين سال نشان دهنده تنوع و ميزان علاقه به جمع آوري امضا در ميان داوطلبان کمپين است .

پيمايش آماري گروه پژوهش رسانه کمپين در پايان سال اول نیز نشان دهنده آن بود که با توجه به محدوديت هاي رسانه اي شناخت مردم تهران -به ويژه تحت تاثير حضور داوطلبان جمع آوري امضا در محلات خاص -از کمپين يک ميليون امضا در حد بسيار قابل قبولي بوده است. به ويژه نتايج اين طرح نشان دهنده آن بود که جمع آوري امضا در محلات خاص و از پيش تعيين شده و به شکل گروهي و متمرکز صرف نظر از امکان جمع آوري امضاهاي بيشتر در زمان کمتر، شناخت پايدار افراد را از کمپين باعث مي شود و اين همان معجزه ارتباط چهره به چهره و صرف وقت و زمان براي هر يک امضا در سطح شهر بود.

متن پر حاشيه

کمپين يک ميليون امضا در سال دوم محک بسيار سختي خورد، هنوز زمان زيادي از اولين سالگرد کمپين نگذشته بود که تاييد حکم دلارام علي و در پي توقف آن، بازداشت مريم و جلوه از سويي و تشديد فشارها از طريق جلوگيري از تشکيل جلسات خانگي و احضاراعضاي کمپين توسط پليس امنيت جو حاکم بر کمپين را بيش از پيش امنيتي و مضطرب کرد. در اين سال همچنين بازداشت امير يعقوبعلي ، راحله عسگري زاده و نسيم خسروي به دليل جمع آوري امضا، اين کار را نيز توام با مخاطرات فراوان کرد. سازماندهي نوپاي کمپين (در تهران) در برخورد با اين مشکلات خود را در مقابل سوالات و مشکلات فراواني ديد که پاسخ دهي به آنها تحت شرايط فشار نيازمند گذاشتن وقت بسيار و بحث هاي و جدلهاي فراواني بود نگاهي به مقالات منتشر شده در اين سال از سوي اعضا کمپين نشان دهنده آن است که بيشترين دغدغه کمپيني ها در سال دوم معطوف به نوع سازمان دهي و يافتن پاسخ براي برون رفت از فشارهاي بيروني و دروني وارد شده بر کمپين در اين سال است . اگر بخواهيم تنها از زاويه جمع آوري امضا به سال دوم کمپين نگاه کنيم، شايد در مقايسه با سال اول چندان موفقيت آميز به نظر نرسد، هر چند اعضاء کمپين در اين سال آبديده شدند، تجربيات منحصر به فردي البته با بهايي گزاف به دست آوردند ، گفتمان برابري خواهي حقوقي زنان بيش از پيش عمومي شد، کمپين شناخته تر شد، شهرهاي بيشتري به آن پيوستند، اما اتفاقات سال دوم ما را پشت کامپيوتر ها برگرداند، بحثها و جدلهاي دروني درباره تولید مطلب، درج خبر، پيگيری اعضا و تحليل کمپيني که حالا و با پشت سر گذاشتن يک سال از فعاليت نيازمند ادبيات توليدي هم بود ، ذره ذره از بار اکتيويستي آن کاست و بر بار رسانه اي آن افزود. اتفاقات اين سال و جدائي ها و اختلاف نظرهاي پيش امده با عث شد تا " رقابت براي شناخته شدن " رفته رفته جاي خود را درکمپين باز کند و تئوريک نويسي و بزرگ کردن کار رسانه اي در مقابل کار اکتيويستي (که لزوما چهره سازي و معروفيت به دنبال ندارد) ارز ش بيشتري بگيرد.

تثبيت کميته هاي کمپين تهران و عضويت ثابت و ادامه دار اعضا در آنها از یک طرف این امکان را به داوطلبان می داد که براحتی ورود و خروج کنند اما ازطرفی این خطر را داشت تا کمپيني بودن در تهران با عضويت در کميته ها و جواب دادن ايميل معني شود یعنی کمپین در دنیای مجازي و این خطر را داشت که "جمع آوري امضا" به حاشیه برود. علاه بر این، به وجود آمدن فضاي سوء تفاهم به ويژه پس از بروز اختلافات و جدایی ها، حاشيه هاي بي پاياني را پيش روي اعضاي کمپين تهران قرار داد. کم کم جنبشي که از ميان کوچه و خيابان و در ارتباط چهره به چهره با آنها معني مي گرفت، زیر فشار بود که به جنبشي پشت کامپيوترها و مشغول نوشتن مقالات تئوريک تبدیل شود و حالا تئوریک نویسی هم ارزش شده بود نه لزوم؛ داشتن رسانه به معنی گروه و هویت هم ارزش شد نه کار رسانه ای به معنی یکی از ملزومات یک جنبش.بديهي است در چنین روندی عمل جمع آوری امضا کمتر دیده و بیشتر خطرناک می شود. با مقاومتی که در میان بسیاری از داوطلبان کمپین وجود داشت کار جمع اوری امضا همچنان ادامه داشت و دارد اما حاشیه ها نیز پرقدرت وگاه یاس آور بودند و افراد را به بی عملی می کشاندند. وقت بسياري از اعضا در رد و بدل کردن ايميل و هماهنگي هايي مي گذشت که اگر به کار جمع آوري امضا نمي آمدند، قدمي مثبت نيز براي فعال کردن ديگران و روحيه بخشي به آنها بر نمي داشتند.

دستگيري ها باعث شده بود که تعداد فضاهاي امن براي جمع آوري امضا بسيار محدود شود. قوه قضائيه نیز با بکار گیری روندی متناقض در دستگیری ها ( صدور حکم یک سال زندان براي امیر و تبرئه رها و نسيم) و به کار گيري استراتژي ابهام و کنترل سعي درکند و يا حتي متوقف کردن کار جمع آوري امضا داشت. از سويي دولت مردان با ايجاد طرحهايي نظير امنيت اجتماعي، سهميه بندي جنسيتي و مهمتر از همه لايحه حمايت از خانواده، هجومي همه جانبه را بر زنان سازماندهي کردند، هرچند مي توان ادعا کرد که کمپيني ها با هويت هاي فردي و جمعي خود در برابر بسياري از اين طرحها عکس العمل هاي مناسبي داشتند ولي به هرحال همه اينها در کنار مشکلات دروني که قبلا اشاره کردم روند جمع آوري امضا را کند و در واقع آن را به حاشيه راند.

بازگشت به متن

در تب و تاب ورود به سومين سال کمپين ، کميته هاي مختلف، در جلسات خود برنامه هاي مختلفي را پيشنهاد کردند، ايميلهاي زيادي رد و بدل شد. سوالي که در اين ميان مرتبا تکرار مي شداين بود که کمپين در سال سوم چگونه بايد باشد؟ برخی دوستان تشکیل کارگروه های موضوعی قید شده در بیانیه کمپین را آغاز کرده اند، برای تاکید بیشتر و تبین بیشتر قوانینی که نمی خواهیم؛ اما این تنها کافی نیست. تعهد هر کارگروه هم به جمع اوری امضا خوب اما بازهم کافی نیست. شايد بسياري از کمپيني ها در تهران از خود پرسيده باشند با اين همه هزينه و فعاليت که براي کمپين و تغيير قوانين داشتيم چرا تازگيها در کيف هايمان کمتر دفترچه و بيانيه داريم؟ ديدن مادران کمپيني که همچنان بر قولشان استوارند که روزی حداقل یک امضا بگیرند قوت قلبي است. اما چرا مخاطبان اصلي را فراموش کرده ایم؟

آنچه از بحثهاي پيش آمده بر مي آيد آن است که بسياري بحثها و جدلها، عمر مفيد خود را کرده اند و بازگشت به برنامه اصلي کمپين در گرفتن ارتباط چهره به چهره مي تواند انرژي تحليل رفته را دوباره به کمپين بازگرداند،هواي تازه اي که کمپين در آن مي تواند تنفس کند و از پيچيدن در خود بازبماند، رفتن دوباره با بيانيه ها و دفترچه ها براي جمع آوري امضا.

اعضاي کمپين در سال سوم، زماني دوباره بحث جمع آوري را پيش کشيدند که آدمهاي سال اول نبودند، در گذر از دوسال نخست کمپين بسياري تجربه ها را کسب کرده بودند و در يک حرکت رفت و برگشتي در طیفی از يک حرکت اکتيويستي تا يک شوآف رسانه اي قرار گرفته بودند، هويت کمپين در اين بحث ها و بررسي ها بارها مورد تجديد نظر قرار گرفته بود و تقريبا هرکس تعريف خود را بارها سوهان زده بود و با برداشت بقيه مقايسه کرده بود. مطرح شدن بحث جمع آوري امضا ميان اعضاي کمپين تهران که از هفته هاي آغازين سال سوم کمپين شروع شده بود با مشارکت و استقبال زياد اعضا روبرو شد، ايميلهاي مختلفي با نظرات و پيشنهادات فراوان رد و بدل شد. کمپين در تهران، براي اولين بار پس از پشت سر گذاشتن روزهاي بد و خوب گذشته کاري فراکميته اي را شروع کرد که همه متفق القول معتقد بودند روح و هويت کمپين است.

جمع شده ايم امضا جمع کنيم...

سازماندهي مجدد نيروهاي کمپين (به ويژه در تهران) حول محور جمع آوري امضا يکي از مهمترين دستاوردهايي است که در سال سوم نه از سر شور و هيجان شروع يک حرکت بلکه از اندوختن تجربه و حتي با وجود دانستن اختلاف سليقه هاي موجود به دست آمده است. مشارکت حداکثري بر سر بحث جمع آوري امضا ، نشان داد که ممکن است ما بر سر نوشتن فلان مقاله يا درست کردن فلان کليپ يا مطلب فلان کتاب با هم اختلاف سلیقه داشته باشيم اما بر سر جمع آوري امضا همه با هم هم راي هستيم، و شايد اين نکته اي بود که در کوران حوادث سالهاي پيشين فراموش کرديم، تعريف اين حرکت به عنوان کاري فراتر از هر کار مشترک ديگر مي تواند يکي از نقاط تحول کمپين در سال سوم باشد.

البته از سوي ديگراین احتمال قریب وجود دارد که تمرکز مجدد نيروها بر جمع آوري امضا، با توجه به اتفاقات پيشين احتمال دستگيريها و هزينه ها را هم بالا ببرد، هرچند تا به حال هيچ يک از مراجع رسمي جمع آوري امضا را جرم تلقي نکرده اند و همانطور که گفتم دو نفراز اعضاي کمپين با همين اتهام حکم تبرئه شده اند، اما مي توان با دقیق تر کردن فضاهاي شهري از نظر امنيت داوطلبان همانطور که هما مداح در مقاله خود با عنوان " کمپين و سال پيش رو" به آن اشاره کرده است، ظرفيتهاي جديدي را در اين باره کشف کرد و ضريب خطر را کاهش داد.

جمع آوري امضا، تنها محوري در کمپين است که قديم و جديد ندارد، اين کميته و آن کميته و حتي اين شهر و آن شهر ندارد، خيلي ساده با کسي که حتي او را يک بار هم نديده اي، از ايدئولوژي و طرز فکر و زندگيش خبر نداري فقط به صرف کمپيني بودن به ميان مردم مي روي و سوالت را مي پرسي : شما کمپين يک ميليون امضا را مي شناسيد ؟ شما با تغيير قانونهايي که براي زنان تبعيض آميز است موافقيد ؟ و هر کس بپرسد شما چه کساني هستيد و يا متعلق به کدام سازمان و نهاد کافيست بگويي: ماجمع شده ايم تا امضا جمع کنيم.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

مینو مرتاضی: نحوه برقراری پیوند بین جنبش زنان با جنبش سبز ، از طریق نزدیکی آرمانها و مطالبات برابری خواهانه است
فریبرز رئیس دانا: آنان که می گویند سوسیالیست ها کور جنس هستند، کور بشرند
بازهم درباره کمپین یک میلیون امضاء
نظرسنجی از مردم در ارتباطی چهره به چهره
كمپين در آستانه فرازي ديگر/ طرح پرسشی در میان مردم تهران: آیا خواسته رفع تبعیض حقوقی از زنان همچنان بااقبال رو به روست ؟

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | درباره کمپین | گفت و گو | کتابخانه | گزارش كمپين | اخبار | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | راوی زن است | تاریخ شفاهی | ویژه | خارج از چارچوب | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | English