تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > تریبون > مقالات > هزینه ها افتخاری برای انسانهای آزاد و رسوایی برای حکومت هاست

اتفاقات اخیرو نقش جنبش زنان

هزینه ها افتخاری برای انسانهای آزاد و رسوایی برای حکومت هاست

20 اسفند 1387 - فاطمه فرهنگ خواه - نسخه قابل چاپ

ه مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن قرار شد مطلبی برای سایت تغییر برای برابری آماده کنم. مایل بودم نوشته ام را مستقیما در رابطه با جنبش زنان در ایران و مسائلی که با آن مواجه بوده و هست تنظیم نمایم. ولی با توجه به اتفافات اخیر در ایران هر چه سعی کردم ذهنم را متوجه اصل موضوع کنم و یا قلمم کلمات دیگری را بر روی صفحه تصویر کند موفق نشدم. به همین دلیل تصمیم گرفتم نوشته ام را به اتفاقات اخیر ایران و نقشی که جنبش زنان در پیشگیری از تبدیل شدن آن به یک بحران اجتماعی می تواند ایفا کند آغاز کنم.

"گزارشها از وضعیت حقوق بشر در ایران نگران کننده است" این عنوانی است که امسال و در اکثر سالهای اخیر تیتر رسانه های خبری جهان را به خود اختصاص داده است. بطور مثال در هفته گذشته حمله ماموران دولتی به دانشگاه امیر کبیر و دستگیری بیش از هفتاد نفر دانشجویان معترض "به دفن شهدا در صحن دانشگاه" که تعدادی از آنان را دختران نیز تشکیل می دادند، مجددا نگرانی ها را تازه کرد. اجرای حکم زندان یکی از فعالان جنبش زنان و اجرای حکم شلاق دو زن از فعالان جنبش کارگری در سنندج و غیره، همگی توجه افراد علاقمند به کشور و جامعه ی بین الملل را به خود جلب کرده است.

اگر چه حافظه تاریخی سی ساله زنان، دانشجویان و سایر حرکت های اجتماعی ایران مملو از چنین رویدادهای غیر دمکراتیک و گاه ناباورانه است ولی آیا می توان از کنار این خبرها بی تفاوت گذشت؟

در سالهای اخیر بسیاری از زنان بازداشت، بازجویی و محاکمه شدند (در بسیاری موارد بدون حضور وکیل)، برخی حکم گرفتند، برخی در انتظار صدور حکم و عده ای حکم در موردشان در حال اجراست، فقط به این اتهام که طالب حقوق حقه خود هستند. اکثریت دانشجویان فعال دانشگاههای کشور یا در زندان هستند یا پرونده هایشان مفتوح است که یا در زمان مناسب اخراج شوند، یا دوران محرومیت تحصیلی یک یا چند ترمه را بگذرانند و دیگر مسائلی که می توان به آن اشاره کرد!

حرکت زنان ایران در اعتراض به موارد تبعیض آمیز موجود در قوانین کشور را می توان در راستای نهادینه کردن حقوق مسلم مدنی، انسانی و اجتماعی و قانونی آنان ارزیابی کرد. این گونه نگاه به مساله را می توان با رویکرد گاندی رهبر فقید استقلال هند که بدون شک از تاثیر گذار ترین افرادی است که نافرنانی مدنی را چه در نظر و چه در عمل بکار گرفت و آن را به عنوان الگویی موفق در مبارزه با بی عدالتی تثبیت کرد، مرتبط ساخت. او می گوید: "زمانی فرا می رسد که عدم همکاری به اندازه همکاری وظیفه هر کس می شود و کسی که از این حق خود صرف نظر کند انسان شمرده نمی شود" و باز معتقد است "هرگز حقی بدون اقدام مستقیم صاحبان حق به آنان داده نشده است". او همچنین " نافرمانی مدنی را حقی مسلم می داند که بدون صرفنظر کردن از عزت نفس خویش، نمی توان از آن صرفنظر کرد"1.

به عنوان یک فعال در زمینه مسائل زنان معتقدم که جنبش زنان در ایران در شرایط فعلی تجربه ی موفقی را پشت سر گذاشته و از اقبال عمومی زنان و سایر گروه های اجتماعی نیز برخوردار گشته است. در راستای تبدیل این جنبش به یک حرکت اجتماعی، بهتر است جنبش زنان از پوسته زنانه خود خارج شود تا بدین ترتیب حمایت سایر اقشار جامعه را بدست آورد. از نظر من، تنها جنبش زنانی می تواند پایدار و موفق باقی بماند که توان جذب مردان جامعه ی خود را داشته باشد. همچنین در حین حمایت از جنبش های دیگر از جمله جنبش معلمان، کارگران و دانشجویان در فعالیت های مشابه در جهت تغییر قوانین و دموکراتیزه کردن فضای کشور و کاهش سرکوب در جامعه حرکت نماید. به طور مثال، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی اجتماعات از مواردی است که تمامی این جنبشها به دنبال آن هستند. همواره باید روی مشترکات با همدیگر همکاری کرده و نیروها را برای اعمال فشار بر حاکمیت بسیج نمود. زیرا زمانیکه حرکت ها به شکل جزایر جداگانه و تک تک اتفاق افتد به راحتی امکان سرکوب از طرف حاکمیت وجود دارد. در مواردی که امکان همکاریهای مشترک وجود دارد می بایست هماهنگ با یکدیگر حرکت کنیم تا حاکمیت را مجبور به عقب نشینی نماییم.

با این حال با وجود نکات مشترک در جنبش های اجتماعی باید به قبول این مهم که گاه ذات این حرکت ها با هم متفاوت هستند نیز توجه کرد. به طور مثال جنبش زنان ذاتا مداوم تر است زیرا زن همیشه زن می ماند و یا مردی که اعتقاد به برابری مردان و زنان دارد عموما نمی توان این اعتقاد را از او گرفت. ولی ذات جنبشهای دانشجویی مقطعی است زیرا منوط به سالهای تحصیل هر دانشجو است که به چهار الی پنج سال ختم می شود و عموما در سالهای انتهایی تحصیل دانشجو به طور جدی تری وارد فعالیت های دانشجویی می شود. بنابراین جنبش دانشجویی جنبشی است که مرتبا دست به دست می شود و ذاتا تجربه مداوم و ماندگار در آن کم تر اتفاق می افتد. در حالیکه در مورد زنان تاریخ جنبش شکل ماندگارتری دارد. به این دلایل من معتقدم که این جنبش ها باید با حفظ استقلال خود و دنبال کردن اهداف خاص خود، بر روی نکات مشترک با یکدیگر همکاری کنند و در زمینه هایی از حمایت و تجربه یکدیگر بهره مند شوند.

نظریه ای وجود دارد که می گوید، حرکت های اعتراضی معمولا شکل مجموعه ای را می گیرند که در مخالفت با آن وارد عمل شده اند. بنابراین آنها هم متوسل به ابزاری می شوند که حاکمیت بر علیه آنها به کار گرفته است. این یک قانون عمومی است که در حرکت های اجتماعی در راستای تصحیح عملکرد حکومتی وجود دارد. حال برخی از اپوزیسیون ها تلاش می کنند که حربه های حاکمیت را بکار نگیرند و از روش های دیگر استفاده کنند. زیرا خطری که وجود دارد این است که هر چه حکومت ها رادیکال تر می شوند، جامعه را به سمت رادیکالیسم بکشاند، در این زمان خطر برای هر دو طرف وجود دارد . و در چنین شرایطی اگر دولت آگاهانه عمل نکند و به نفع ملت فضایی را باز نکند، این حرکت ها زیر زمینی می شوند. زمانیکه حرکت زیر زمینی شد به هیچ قانونی پایبند نیست. بنابراین رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از هر دو طرف اعمال خواهد شد. بدین ترتیب هر دو طرف در چرخه معیوبی از خشونت و تنش قرار می گیرند که به نفع هیچ یک از طرفین نیست.

بنابراین جنبش زنان با آگاهی نباید خود را به جریانی که حاکمیت در حال ایجاد آن است بسپارد و به سمت رادیکالیسم حرکت کند و در دامی که حکومت در حال ساخت آن است بیفتد. زیرا اگر خشونتی از طرف افراد معترض رخ دهد، حکومت می تواند به راحتی تحت عنوان اجرای قانون به سرکوب آنان بپردازد. نتیجه این که جنبش زنان چون گذشته ضمن آگاهانه عمل کردن، از همکاری با سایر جنبش ها غفلت نکند و با روشهای مختلف مسالمت آمیز و دوری از خشونت، اعتراض خود را به گوش اذهان عمومی در داخل کشور و جهان برساند.

اینک تنها راهی که برای جنبش زنان باقی مانده ضمن حفظ استراتژی قبلی که "عدم توسل به خشونت و استفاده از روشهای مدنی است"، انتخاب تاکتیک هایی به منظور سازمان دادن به اعتراض ها به اشکال گوناگون مدنی است، اگر چه گاه هزینه های سنگینی را باید برای آن پرداخت. هزینه نافرمانی مدنی در برابر رفتارها و قوانین سخت گیرانه دولت مرتبا در حال افزایش است که البته این موضوع مدتهاست از طرف طرفداران تغییر پذیرفته شده. من فکر می کنم هزینه ها افتخاری برای انسانهای آزاد و رسوایی برای حکومت هاست. حکومتی که انسان ها را به خاطر تن ندادن به ظلم، بی عدالتی و ... به زندان می اندازد خود در زندان نبود رابطه منطقی دولت_ملت و عدم مشروعیت گرفتار آمده است. در آخر کلامم را با این فراز از احمد شاملو شاعر معاصر به پایان می برم: "هرگز از مرگ نهراسیده ام، هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد."

1-برگرفته از مطلب "از نافرمانی مدنی تا بد فرمانی مدنی" نوشته عمار ملکی، گویا نیوز.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

مینو مرتاضی: نحوه برقراری پیوند بین جنبش زنان با جنبش سبز ، از طریق نزدیکی آرمانها و مطالبات برابری خواهانه است
فریبرز رئیس دانا: آنان که می گویند سوسیالیست ها کور جنس هستند، کور بشرند
بازهم درباره کمپین یک میلیون امضاء
نظرسنجی از مردم در ارتباطی چهره به چهره
كمپين در آستانه فرازي ديگر/ طرح پرسشی در میان مردم تهران: آیا خواسته رفع تبعیض حقوقی از زنان همچنان بااقبال رو به روست ؟

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | درباره کمپین | گفت و گو | کتابخانه | گزارش كمپين | اخبار | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | راوی زن است | تاریخ شفاهی | ویژه | خارج از چارچوب | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | English