تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > تریبون > مقالات > 5 سال برای همبستگی جنبش زنان در هر 22 خرداد / خدیجه مقدم

5 سال برای همبستگی جنبش زنان در هر 22 خرداد / خدیجه مقدم

22 خرداد 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری - اولین نمایش همبستگی فعالان جنبش زنان ایران 22 خرداد سال 84 در مقابل دانشگاه تهران اتفاق افتاد . هزاران زن، غالبا جوان، به تجمعی که" جمع هم اندیشی زنان " تدارک دیده بود پیوستند. جمع اندیشی زنان از برخی فعالان و گروه های جنبش زنان شکل گرفته بود که علاوه بر دغدغه تغییر قوانین زن ستیز، دغدغه های دیگری از جمله اشتغال، محیط زیست و توسعه پایدار، بهداشت، آموزش، خشونت علیه زنان و قدرت و سیاست و... نیز داشتند، شکل گیری این جمع بعد از تعلق جایزه نوبل در صلح به شیرین عبادی از ایران بود که جان تازه ای به رگ های جنبش زنان بخشید. با هر بینش و تفکری، با هر فعالیتی اعم از سیاسی یا مدنی گرد هم آمده بودیم و روزهای خوشی را گاه در مرکز فرهنگی زنان، گاه در مرکز کارورزی و گاه در دفترشبکه تشکل های زیست محیطی کنار هم می گذراندیم و برای بیان خواسته های مان شیوه ها و روش های مختلف را به بحث می گذاشتیم نتیجه این بحث ها شیرین بود چون 22 خرداد 84 از درون آن متولد شد. ما از یک فرصت کوتاه انتخاباتی استفاده کرده یک قدم به جلو برداشتیم و خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیز زن ستیزدر قانون اساسی شدیم. این حرکت به قدری اهمیت داشت و دارد که هنوز هم سوال های آقایان کارشناس وزارت اطلاعات درباره آن روز به پایان نرسیده است. مثلن یک ماه پیش در اردیبهشت 88 در بازجویی که به صورت کتبی از من بعمل آوردند یکی از سوال ها این بود که " شما در نشستی ، گفته اید : " 22 خرداد 84 نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان ایران است . منظور از نقطه عطف و مبارزه را روشن کنید ؟"

هر چند هنوز گوش های ما آلوده به دشنام های رکیک جناب سرهنگ هاست و درد باتوم هایشان به دلیل حضور دریک تجمع قانونی، فراموش نشدنی است، ولی همچنان باید پاسخ دهیم و برای آنان روشن کنیم که منظور از "مبارزه" جنگ نیست، که کارزاری صلح آمیز و مدنی برای احقاق حقوق است، که ما از جنگ و خشونت بیزاریم و...

قابل تکرار است که 22 خرداد نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان ایران است چرا که زنان با هر تفکر و بینشی گردهم آمدند و تلاش کردند تا خواسته های مشترک شان را به مردم و مسئولان با صدای بلند بگویند و روزی را در تاریخ ایران از آن خود کنند .

22خرداد 85

جمع "هم اندیشی زنان " با ارزیابی از حرکت قانونی به کارش ادامه داد و هرروز بر تعداد جمع افزوده می شد. حمایت های مردم و سازمان های مختلف قدرت بیشتری به آن می داد و می توانست با همفکری و همدلی بیشتری به همکاری های بیشتری منجر شود. متاسفانه تعداد انگشت شماری از جوانان که جوان تر ها را هم مرعوب خود کرده بودند مسائل شخصی را وارد جمع کرده عده ای را که زحمت زیادی هم برای تشکیل هم اند یشی متقبل شده بودند از خود و از جمع راندند . این مطالب را از آن رو می نویسم که در نوشته های افراد جوان اغلب می خوانم که هر وقت فعالان زن به صورت جمعی خواسته اند کاری انجام دهند فعالان مدنی سنتی و یا فمینیست های سنتی مانع شده و نگذاشته اند. ما به اصطلاح "سنتی ها" هم کمتر پیش می آید که به چنین تحلیل هایی پاسخ بدهیم، و دوستان جوان ما فکر می کنند حتمن همین طور بوده است و تاریخ هم قلب می شود .

عده ای سرخورده شدند و جمع هم اندیشی ریزش کرد ، برای برگزاری مراسم سالگرد 22 خرداد هم باید تصمیم گیری می شد، نظرات متفاوت بود عده ای هر طور شده تصمیم داشتند تجمعی برگزار کنند و برخی دیگر شرایط را مناسب نمی دانستند. دیگر منطق حاکم نبود هر گروهی فقط قصد به کرسی نشاندن حرف خود را داشت. بعضی نظرها هم این وسط مهجور واقع شد مثل نظر من که معتقد بودم به دسته های کوچک تقسیم شویم و به همه میدان های شهر برویم و با مردم صحبت کنیم و برای تغییر قوانین امضا جمع کنیم .

به هرحال تجمع میدان 7 تیر رای آورد ولی با روشی متداول و مردانه که من پیش از آن بسیار در جلسات دیده بودم و در این جور مواقع همیشه فکر می کنم اگر تلاش ما برای این است که زنان و مردان کاملتری شویم پس چرا استاد استفاده ابزاری از همه کس و همه چیز می شویم !

فحاشی های جناب سرهنگ ها در سال گذشته تجربه ای شده بود تا این بار زنان پلیس را روانه میدان 7 تیر کنند هرچند درخشش زنان پلیس در زدن زنان برای بسیاری از خود آنان نیر اسباب شرمندگی شده بود. وقتی زنان پلیس مرا در بازداشتگاه وزرا یک سال بعد از آن ماجرا دیدند با شرمندگی می گفتند بخدا ما آنانی نیستیم که زنان را در میدان 7 تیر کتک زدند و خود دلی پر درد از تبعیض ها داشتند .

تجمع میدان 7 تیر به آشوب کشیده شد ماموران به مردم گفته بودند طرحی برای جمع آوری معتادان اجرا می کنیم . مردم هاج و واج نگاه می کردند که این دختران و پسران را چرا کتک می زنند و دستگیر می کنند. آش آنقدر شور بود که صدای خان ها هم در آمد. تا جایی که رئیس کل دادگستری استان تهران و سخنگوی قوه قضائیه به ضابطان قضایی اعتراض کردند و دستور دادند که هیچ یک از ضابطان قضایی حق کتک زدن کسی را ندارند، هرچند بعدتر دیدیم که خلافش تکرار شد، در روز جهانی کارگر در پارک لاله 11 اردیبهشت 88 چه دقیق این دستور اجرا شد! و برای دستگیری کارگران و زنان و دانشجویان چقدر از این دستور اطاعت شد و چگونه وحشیانه هموطنان مان را کتک زدند و 130 نفر را دستگیر کردند. باری دومین بیانیه تجمع 7 تیر نیز به صراحت اعلام کرد "تلاش ما در طول یک قرن گذشته ( هم در روش و هم در مضمون ) مسالمت جویانه ، مدنی و صلح آمیز بوده است و از روش های خشونت آمیز و شعار های احساسی و غیر منطقی پرهیز کرده ایم ." و سیل اعتراض ها از چپ و راست به عملکرد پلیس وارد شد. نکته مهم در این تجمع حمایت فعالان کارگری و دانشجویی از زنان بود که هزینه آن را هم این فعالان پرداختند .

اتهام شرکت در تجمع 7 تیر بهانه ای شد برای آقایان برای احضار و دادگاه و صدور احکام غیر عادلانه و مغایر با یکدیگر به طوری که برای یک اتهام مشترک یکی تبرئه و یکی دیگر به 3 سال زندان محکوم شد. عالیه اقدام دوست فقط برای شرکت در تجمع 7 تیر به سه سال زندان محکوم و مدت 5 ماه است که در زندان است .

بعد از تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر، فشار بر زنان بالا گرفت، برخی از فعالان زن که اعتقادی به شرکت در تجمع 7 تیر را نداشتند برای همدردی با احضار شدگان، تجمعی را مقابل دادگاه انقلاب سازمان دادند و در آستانه روز جهانی زن 33 نفر بازداشت شدند که آن حرکت هم تبعات خود را داشت. احکام صادر شده برای آن نیز همچون مورد قبلی از تبرئه تا حکم زندان و تعزیر و شلاق را برای 33 نفر بازداشتی به دنبال داشت.

بهر حال تغییر خواسته های زنان در دو سال از تغییر قانون اساسی به تغییر قوانین تبعیض آمیز و شرایط دشوار زندگی زنان و ضرورت تلاش و فعالیت بیشتر با توجه به تجربه ی صد ساله جنبش زنان باعث شد که ایده ی کمپین یک میلیون امضا با الهام از کمپین زنان در مراکش که پیشنهاد یکی از فعالان جوان حوزه زنان، دختر دانشجوی 22 ساله و از اعضای مرکز فرهنگی زنان بود طرح شود و به بار نشیند. بدین ترتیب یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز با روش آموزش چهره به چهره و جمع آوری یک میلیون امضا ء با خرد جمعی و با حدود 54 نفراز فعالان زن متولد شود .

کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، حرکتی سازگار با محیط، قانونی، مسالمت آمیز و غرور آمیزپیش رفت تا آنجا که به جنبشی کم نظیر در تاریخ مبارزات زنان ایران بدل شد . حرکتی با تلاش برای برخورداری از ساختاری افقی شکل گرفت که پیش از آن کمتر در ساختار حرکت ها و حتی تشکل های اجتماعی در ایران دیده شده بود. به همین دلیل جوانان بسیاری را جذب خود کرد. من به شخصه که می توانم بگویم با آن که سال ها با سازمان ها و گروه های زیادی همکاری کرده ام اما مانند بسیاری از فعالان کمپین، این حرکت شور دیگری در من ساخت، به طوری که با تمام توان و نیرو برای پیشبرد اهداف آن تلاش می کنم و هزینه های زیادی را هم با جان و دل پرداخت کرده و می کنم . اما این علاقمندی به کمپین دلیلی برای نقد عملکرد کمپین نیست که در جای خود به آن خواهم پرداخت.

22خرداد86

مراسم سالگرد 22 خرداد 84 با تحلیل از شرایط فشار و سرکوب، در حالی که نیروهای نظامی در میدان 7 تیر و خیابان انقلاب در حال آماده باش بودند به بهانه تولد فرزندی در کمپین در منزل یکی از اعضا برگزار می شود.

از پیشکسوتان جنبش زنان ، سیمین بهبهانی و شیرین عبادی و لاهیجی گرفته تا بچه های گروه میدان و کانون زنانی ها و دوستان مشارکت و اصلاح طلب و تعدادی از جمع هم اندیشی و فعالان دانشجویی و کارگری تا تعدادی از هنرمندان حضور دارند . و صد البته که برگزار کنندگان مجلس ، اعضاء فعال کمپین یک میلیون امضا هستند که پر شور و پر توان سالگرد 22 خرداد را بدون برتری طلبی گرامی می دارند و 22 خرداد روز همبستگی زنان ایران نامگداری می شود .

22خرداد 87

برای برگزاری سالگرد " روز همبستگی زنان ایران " از مدت ها پیش بحث بود گه چگونه برگزار شود و سرانجام این نتیجه حاصل شد که هر کسی هر گروهی به فراخور حال و موقعیت خود این روز را گرامی بدارند. عده ای با گرفتن مجوز از یک گالری برای برگزاری نشستی تلاش می کردند ، عده ای به جمع آوری امضای دسته جمعی رقتند و تعدادی در کوه و تعدادی در دشت به برگزاری مراسم پرداختند. در شهر های مختلف برنامه های پرباری اجرا می شد. دوستان هر یک با خلاقیتی بی نظیر هنرها آفریدند. ولی این بار هم پلیس قبل ازبرگزاری مراسم در گالری ابریشم عده ای را بازداشت کرد هر چند ، چند ساعتی بیشتر دوستان در بازداشتگاه نماندند ولی مراسم برگزار نشد و دادگاه دوستان بازداشت شده همچنان ادامه دارد .

22خرداد 88

در روز همبستگی زنان ایران، دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود. غوغایی برپاست . جوانان بدون هیچ سازماندهی به خیابان ها ریخته اند و از فرصت انتخاباتی برای فریاد درد هایشان یا نشان دادن شادی هایشان برای امکان تغییراتی در جامعه کارناوال های ریبایی راه انداخته اند . پلیس کوشش دارد امنیت را برقرار می کند و در این چند شبی که هر شب تا صبح جوانان در خیابان ها هستند اتفاق خیلی عجیبی نمی افتد. هر وقت این جماعت را می بینم با خود می گویم جمع 12 نفره ی ما که به عید دیدنی می رفتیم عجب خطرناک بوده که پلیس وارد عمل شد وما را روانه زندان کرد !

روز همبستگی ما با روز انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد منطبق شد هرچند موجب فراموشی این روز نشد.هر چند نمی توانیم در آن روز گرد هم بیاییم و گرامی داشتی جدا از هیاهوها ی انتخاباتی داشته باشیم ولی فعالان کمپین بیش از روزهای دیگر در خیابان ها هستند و مشتاقانه از تعداد امضاهایی که در این فرصت انتخاباتی جمع کرده اند خبر می دهند. آنها خبر میدهند که برای بسیاری نیازی نیست که کمپین را توضیح دهیم تا می شنوند از کمپین هستیم با خوشحالی می گویند بدهید امضا کنیم، یا می گویند قبلا امضا کرده ایم و یا دیگران را در خیابان ها تشویق به امضا کردن می کنند، چه لذت بخش است وقتی می دانی که همه این حرکت را می شناسند، چقدر لذت بخش است وقتی نتیجه این سه سال تلاش فعالان کمپینی را می بینی و می شنوی. گروهی از فعالان جنبش زنان نیز امسال به مناسبت انتخابات ائتلافی را صورت دادند که خواسته هایی را به گوش کاندیداها و مردم برسانند. به نظر من، در بیان مطالبات شان به بالا دستی ها موفق بودند ولی به مردم مطمئن نیستم. تجربه به من نشان داده که طرح های ضربتی آموزشی نیستند چون آموزش یک فرایند دو طرفه است و با پخش بروشور حتی اطلاع رسانی درستی هم در شرایط انتخابات صورت نخواهد گرفت . بهر حال هر چه بود حرکتی نوین بود شاید به قول مقاله ای در تایید همگرایی، "شجاعت در تغییر استرازی بود!" ولی نتوانست برخلاف قرار اولیه ادامه دار باشد و شبکه ای از فعالان جنبش زنان باشد برای پیگیری مطالبات زنان .

در آستانه پنجمین سالگرد روز همبستگی زنان ایران

من با توجه به شرایط اجتماعی ، امنیتی و اتفاقات اخیری که در جنبش زنان رخ داده در سالگرد 22خرداد روز همبستگی زنان ایران سوالی دارم که امیدوارم با بحث و تبادل نظر با دوستان به نتیجه ای برسم :

چرا کمپین ها، هم اندیشی ها و هم گرایی ها و شبکه هایی از این دست به نتایج دلخواه خود نمی رسند ؟ تا ائتلافی شکل می گیرد در کوتاه مدت از هم می پاشد. تا شبکه ای به وجود می آید بعد از مدت کوتاهی انشعاب صورت می گیرد و تا کمپینی واحد آغاز به کار می کند یکباره دو پاره می شود .

به نظر من که سال هاست با دوستان جنبش زنان تنگاتنگ کار کرده ام این عدم موفقیت ریشه در فرهنگ پدر سالار دارد و جامعه زنان که جدا از جامعه پدر سالار ایران نیست !

وقتی ما زنان خود را در قدرت می بینیم قیم مابانه تصمیم می گیریم . عده ای دوست داریم قیم دیگران باشیم و عده ای ترجیح می دهیم کسانی قیم ما باشند. هر کدام از ما با انگیزه های متفاوتی پا به میدان گذاشته ایم. البته من در مورد فعالان جنبش زنان که معتقد به کنش اجتماعی با نگاه به تغییر هستند ، سخن می گویم و با افراد فرصت طلبی که فقط برای گرفتن پروژه های درآمد زا به صورتی حرفه ای و یا با نگاه به قدرت ، بدون در نظر گرفتن منافع زنان رنج دیده و تحت ستم کار می کنند ، هیچ گاه بحثی ندارم چرا که آنان در قواعد بازی ما نمی گنجند.

فرهنگ پدر سالار در وجود برخی ازما فعالان جنبش زنان بیشتر از پدران و برادران مان خودنمایی می کند بدون اینکه متوجه باشیم آنرا باز تولید می کنیم . و این بد اخلاقی اغلب در هسته های اولیه شکل دهنده حرکت های اخیر زنان به روشنی دیده می شود ومن می توانم مثال های فراوانی بر این ادعا بیاورم و به شرافتم هم قسم می خورم که قصد تخریب کسی یا گروهی را ندارم و فقط و فقط برای رشد جنبش زنان است که می گویم باید با ریشه های فرهنگ پدر سالار در درون خود مبارزه کنیم تا به برابری نزدیک شویم . از خودمان مثال می آورم تا حسن نیت ام را نشان بدهم .من معتقدم هر چقدر دنیا برای ما هورا بکشد ما باید صادقانه تر خود را نقد کنیم تا پیش برویم و به اهداف مان برسیم .

وقتی طرحی ملی مانند کمپین یک میلیون امضا مطرح می شود ما خود را در قدرت می بینیم که ابتکار عمل دست ماست وکمپین باید به نام ما در تاریخ جنبش زنان ثبت شود وهمه باید به ما بپیوندند . غافل از اینکه برای اجرای این طرح باید از همه فعالان جنبش که هر کدام تجربه هایی به اندازه سن و سال اکثر کمپینی ها دارند استفاده کنیم . حتی وقتی پیشنهاد داده می شود که دوستان دیگر را قبل از اعلان عمومی دعوت کنیم با قاطعیت پاسخ داده می شود که ما به آنان نیازی نداریم و وقتی پس از مدتی با اشتباهات خود از اریکه قدرت به زیر می آییم با آنان همگرا می شویم .

بدون در نظر گرفتن اخلاقیات و از موضع قدرت، هم اندیشی زنان را از درون تهی می کنیم ، بعد از مدتی کار در کمپین، کمپین را دو پاره می کنیم و یاران همراه و وفادار خود را در گروه سازی های جدید هم بر نمی تابیم. وقتی در قدرت هستیم گروه های دیگر را بی خاصیت تلقی می کنیم و زمانی دیگر دست یاری به سمت شان دراز می کنیم . این اخلاق فمینیستی نیست. مگر ما نمی خواهیم ریشه های کهنه فرهنگ پدر سالار را در جامعه بخشکانیم؟ مگر ما نمی خواهیم زنان و مردان کامل تری بشویم؟. هزاران سال است که از زنان استفاده ابزاری شده است، حال چرا خودمان با پیروی از مصلحت گرایی تاریخ را به دست خود و برای خود تکرار کنیم و برایش تئوری بسازیم ؟ کمپین با عشق و امید به تغییرات واقعی در حقوق زنان و احترام به حقوق انسانی شکل گرفت و به سبب همان پاکی و درستی به جنبشی سراسری تبدیل شد که هم اکنون از دست تشکیل دهندگان اولیه ی آن خارج شده است، حال دیگر موضوع نابرابری در قوانین در این خطه پهناور گسترش پیدا کرده است. این از دستاوردهای بزرگ کمپین است که به تمام هزینه هایش می ارزد . به نظر من کمپین به مرحله جدیدی وارد شده است که بازنگری در روند این حرکت و بازخوانی آن ضرورت دارد. از طرفی فشار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و از طرفی بی تدبیری برخی از دوستان کمپینی عرصه را بر ما تنگ کرده اند . برای روشن شدن مساله باید از احضار ها ، اتهام ها و بازجویی های اخیر امنیتی نام ببرم که اخیرا دو نفر از اعضا کمپین به اتهام عضویت در کمپین بازداشت شده اند که این بی سابقه بوده و در آخرین بازجویی وزارت اطلاعات از من ( یک ماه پیش ) اکثریت سوال ها حول مدیریت کمپین – به ثبت نرساندن کمپین و گروه بودن کمپین و غیرقانونی بودن کمپین بود . که البته طبیعی است با دفاع از همه کمپین ها و فروم هایی که ما در ایران و دنیا شاهد آن بوده ایم وهستیم و هیچکدام نیازی به ثبت نداشته و ندارند وقانونی هستند و کمپین گروهی نیست که اعضای مشخصی داشته باشد. به هر حال ادامه بازجویی ها به بعد موکول شده ولی حرکت مان در کمپین قانونی است و از آن همیشه دفاع خواهیم کرد .

جدا از اینکه نیروهای امنیتی چه نقشه ای برای ما دارند ، ما کمپینی ها طی چندماه مانده به سومین سال فعالیت مان نیازمند مرور و بازخوانی عملکردمان هستیم . آیا هنوز عده ای اصرار دارند که ما به گروه های کوچک تقسیم شویم ؟ آیا نباید به امضاهایی که به نام کمپین در بیانیه ها از جمله بیانیه همگرایی می شود اعتراض داشت ؟ آیا وقت آن نرسیده که گفتگویی در مورد بسیاری از مسائل از جمله جمع بندی امضا ها داشته باشیم و به مردم که خود شاهدان عینی تلاش ما هستند اعلام کنیم که تا کنون هزینه ها و دستاوردهای مان چه میزان بوده است ؟

به نظر من اگر دولت جدید به سمت عقلانیت حرکت کند ، از نهاد کمپین ده ها نهاد برابری خواه زاده خواهد شد و کمپین به قطع متکثر خواهد شد به شرطی که با صداقت مردم را در جریان تلاش های مان قرار دهیم ، به شرط آنکه از همه اعضا استمداد بطلبیم و امضا ها را از اقصی نقاط کشور جمع آوری کنیم ، و با تفاهم و توافق به ساز و کاری دست یابیم تا قدم های بعدی خود را با درایت و آرام و بدور از جنجال ها ، روشن کنیم .به نظر من آن وقت است که به نتیجه دلخواه خود رسیده ایم نه با یک میلیون امضا .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

مینو مرتاضی: نحوه برقراری پیوند بین جنبش زنان با جنبش سبز ، از طریق نزدیکی آرمانها و مطالبات برابری خواهانه است
فریبرز رئیس دانا: آنان که می گویند سوسیالیست ها کور جنس هستند، کور بشرند
بازهم درباره کمپین یک میلیون امضاء
نظرسنجی از مردم در ارتباطی چهره به چهره
كمپين در آستانه فرازي ديگر/ طرح پرسشی در میان مردم تهران: آیا خواسته رفع تبعیض حقوقی از زنان همچنان بااقبال رو به روست ؟

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | درباره کمپین | گفت و گو | کتابخانه | گزارش كمپين | اخبار | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | راوی زن است | تاریخ شفاهی | ویژه | خارج از چارچوب | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | English